خرید بک لینک

درباره سایت

امام رضا

با سلام من محمد جواد شریفی 13ساله از شیرازم و این وبلاگ رابرای مسابقه وبلاگ نویسی راه اندازی کردم و اگر خوب نیست به بزرگی خودتون ببخشید لطفا نظر بدید ممنون.

امکانات وب

-->-->--> اÙx84بÙx88Ùx85 عکس



شاÙx87جراغ



زÛx8cارت Ùx86اÙx85Ùx87 اÙx85اÙx85





اخبار جدÛx8cد بÙx88رس



اخبار جدÛx8cد پزشکÛx8c -->-->-->-->








کسب دراÙx85د از طرÛx8cÙx82 پاپ اپ


Javascripts


-->-->-->--> -->-->-->--> -->-->-->--> -->-->-->
-->-->-->

یاسر خادم امام رضا(ع) می گوید: روزی ما خدمتش نشسته بودیم که ناگهان در خانه را زدند و مامون با طوماری وارد شد. خم شد، صورت امام را بوسید و بر پشتی روبروی حضرت تکیه داد و شروع کرد به خواندن آن طومار که از پیروزی در بخشی از کابل خبر می داد.
امام رضا علیه السلام فرمود:« آیا یکی از سرزمین های شرک را فتح کرده ای که این همه خوشحالی؟!"

مأمون گفت: « مگر این فتح، سرور و خوشحالی ندارد؟!»
امام فرصت را غنیمت شمرد و لب به موعظه و نصیحت مامون گشود و فرمود:« ای مأمون! از خدا بترس و تقوای الهی را در مورد امّت رسولش حضرت محمد پیشه کن.
در مورد امر خلافت مراقب باش! ای مأمون؛ تو امور زندگی مسلمان ها را ضایع و تباه کرده ای و کارها را به دیگران واگذار نموده ای. آنها هم بین مردم احکام غیرالهی جاری می کنند و تو بی خبر از همه جا در این شهر دور از پایتخت نشسته و مدینه و مکه را رها کرده ای!

ای مأمون! در دوران حکومت تو چه ظلم ها که بر مهاجر و انصار وارد می شود و کارگزاران تو در مورد آنها هیچ ملاحظه ای ندارند. در گوشه و کنار مملکت تو، مظلومانی هستند که سالیان درازی است که در رنج و تعب اند و از تهیّه حدّاقل زندگی و معیشت خود عاجز، و هیچکس را که دستی از آنها بگیرد و شکایت آنها را بشنود ندارند و دستشان از تو کوتاه است.
ای مأمون تقوای الهی را در مورد امور مسلمانها رعایت کن و به مکه و مدینه برگرد. مگر نمی دانی که خلیفه ی مسلمین همانند عمود وسط خیمه است که دست همه باید به او برسد؟»
مأمون گفت: «ای آقای من! یعنی می گویی من چه کنم؟»

امام فرمود:« از این شهرهای دور خارج شو و به جایگاه پدران و اجدادت برو و امور مسلمان ها را به شخصه نظاره کن و به دیگران واگذار مکن که خداوند از تو در این باره سؤال خواهد فرمود.»
سخن حضرت رضا علیه السلام بر دل مأمون اثر کرد. مأمون بلند شد و عرض کرد:« بله، آنچه شما می فرمایی صحیح است.» و سپس دستور داد پیشقراولان، آماده ی حرکت شوند.
فضل بن سهل با این کار مخالفت نمود، ولی مأمون سخن او را نپذیرفت و با حضرت رضا علیه السلام از مرو خارج شد.

منابع:

  • بحار الانوار، ج 49، ص 164، ح 5. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 159- 164.

برچسب: نصیحت, نویسنده: mohammadjavad تاريخ: جمعه 25 بهمن 1392 ساعت: 18:28

صفحه بندی